تبليغاتX
لحظات خودیابی

    

 

              به خاطر داشته باش که عشقهای سترگ ودستاوردهای عظیم، به خطر کردنها و ریسکهای بزرگ محتاجند.

              وقتی چیزی را از دست دادی، درس گرفتن از آن را از دست نده.

              این سه میم را از همواره دنبال کن:

3ـ1ـ                        محبت و احترام به خود را

3ـ2ـ                        محبت به همگان را

3ـ3ـ                        و مسئولیت پذیری در برابر کارهایی که کرده ای

              به خاطر داشته باش دست نیافتن به آنچه می جویی گاه یک شانس بزرگ است.

              اگر می خواهی قواعد بازی را عوض کنی اول قواعد را بیاموز.

              به خاطر یک مشاجرۀ کوچک، ارتباطی بزرگ را از دست نده.

              وقتی دانستی که خطایی مرتکب شده ای، گامهایی را پیاپی برای رفت آن خطا بردار.

              بخشی از هر روز خود را به تنهایی گذران.

              چشمان خود را نسبت به تغییرات بگشا، اما ارزشهای خود را به سادگی در برابر آنها واننه.

10ـ          به خاطر داشته باش گاه سکوت بهترین پاسخ است.

11ـ          شرافتمندانه بزی؛ که هر گاه بیشتر عمر کردی، با یادآوری زندگی خویش دوباره شادی را تجربه کنی...

 

        زیرساخت زندگی شما، وجود جوی از محبت و عشق در محیط خانه و خانواده است.

13ـ          در مواقعی که با محبوب خویش ماجرا می کنی و از او گلایه داری، تنها به موضوعات کنونی بپرداز و سراغی از گلایه های قدیم نگیر.

14ـ          دانش خود را با دیگران در میان گذار... این تنها راه جاودانگی است.

15ـ          با دنیا و زندگی زمینی بر سر مهر باش.

16ـ          سالی یک بار جایی برو که تا کنون هرگز نرفته ای.

17ـ          بدان که بهترین ارتباط آن است که عشق شما به هم، از نیاز شما به هم سبقت گیرد.

18ـ          وقتی می خواهی موفقیت خود را ارزیابی کنی، ببین چه را از دست داده ای که چنین را به دست آورده ای. 19ـ          در عشق و آشپزی، جسورانه دل را به دریا بزن.

 

 


 


 

+ نوشته شده توسط معصومه در شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388 و ساعت 10:54 |
تو بی نظیری استثنایی هستی . هر یک از ما بی نظیر هستیم . باید با دیگران طوری برخورد کنیم که احساس ارزشمند بودن داشته باشند.

خودتان را بپذیرید و دوست داشته باشید.

یکی از قدرشناسی از خدای مهربان این است که مواظب خودت باشی.

بی نظیر بودن با بی نقص بودن فرق دارد

بی نظیر بودن با کامل بودن فرق دارد.

هر کس درک کند بی نظیر است با خودش مثل یک هدیه بی نظیر رفتار می کند و به خودش توجه می کند و عشق و احترام را به خودش روا می دارد.

از کوزه همان ترواد که از اوست . اگر عشق و محبت نسبت به خودتان نداشته باشید چگونه می توانید به دیگران عشق بورزید.

فردا هم همین لحظه است. از این لحظه لذت ببرید.

+ نوشته شده توسط معصومه در چهارشنبه دوازدهم فروردین 1388 و ساعت 14:49 |
اگر بتوانیم باورهایمان را به اندازه کافی مثبت کنیم ، در مسیر دشواری و ناکامی درسی گرانبها می گیریم . می گویند در محدوده هر دشواری یا هر مانع ، بذرهایی به همان اندازه یا بیشتر از امتیاز و مزیت وجود دارد.البته  و صد البته که باید روی خودمون کار بکنیم وباور کنیم که همه چیز در درون خودمان شکل میگیرد . نمی دانم براتون پیش آمده که یک روز مثبت اندش بشوید ( به هزار دلیل )در همان روز چقدر اتفاقات خوب و جالب که انتظار نداریم پیش می آید . می توانید امتحان کنید این گوی و این میدان !!! احتیاج به هیچ چیز خارج از وجود  خودتان ندارد  فقط اراده کنید که امروزتان متفاوت از روزهای دیگر باشد .خوشحال می شوم نتیجه این تجربه را بدانم .

 

 

+ نوشته شده توسط معصومه در شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387 و ساعت 9:15 |

در آستانه سال جدید باید نو شد . شما چند سال دارید ؟ چند تا هفت سال را پشت سر گذاشتید ؟ هیچ می دانستید سلولهای بدن هر هفت سال یکبار عوض شده , کهنه ها و قدیمیها از بین رفته و به جای آن سلول جدید ساخته می شود . سیستم بدن ما به لطف خدا آنچنان ساخته شده که کار خودش را انجام می دهد منتظر تصمیم من وتو نیست که خودمان را از نو بسازیم یا نسازیم کار خودش را انجام می دهد . حالا نوبت من وتوست که در آستانه سال جدید , نو بشویم و خانه تکانی دل را انجام بدهیم و همه کدورتها و ناراحتیها را دور بریزیم و ببخشیم وآسوده شویم واز زندگی لذت ببریم .یادمون باشه که دریا تابع ظرفیت وجودی رود است وآفتاب تابع ظرفیت وجودی آینه .

 

                                                   "   هر روزتان نوروز ونوروزتان پیروز "

+ نوشته شده توسط معصومه در پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386 و ساعت 15:34 |
حق همی گوید چه آوردی مرا              اندر این مهلت که دادم مرترا

عمر خود را در چه پایان برده ای            قوت وقوت در چه فانی کردهای

گوهر دیده کجا فرسوده ای                  پنج حس را در کجا پالوده ای

گوش وچشم هوش گوهر های عرش        خرج کردی چه خریدی تو ز فرش

                                                                                   (مولوی)

+ نوشته شده توسط معصومه در سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386 و ساعت 11:37 |

خدایا تو چگونه زیستن را به من بیاموز

من چگونه مردن را خواهم آموخت

ماه صفر رو به اتمام است و در آستانه شهادت نبی اکرم ( ص) و امام رضا(ع) هستیم و نه امسال , سالهای سال است که محرم و صفر می آید و من و تو در عزاداری شرکت می کنیم و چه می گیریم؟ چه می کنیم ؟ چه تعبیری کرده ایم؟ نمی دانم آیا وقت آن نرسیده که حرکتی کنیم و اینهمه مسئولیت را به گردن این و آن نگذاریم . من و تو برای مردم چه کردیم , هیچ فکر کرده ای که توانایی هر کدام به تنهایی چقدر زیاد  است فقط بخواهیم و بدانیم جهان در درون ماست و تصمیم بگیریم یا علی بگوییم و از خودمان شروع کنیم و یاد بگیریم چگونه باید زندگی کنیم . زندگی به مفهوم واقعی....

بهترین وقت است که از بزرگ مرد تاریخ پرچمدار عدل و عدالت , رحم و مروت محمد(ص) و ضامن آهو اما رضا (ع) مدد و یاری بگیریم.

التماس دعا 

+ نوشته شده توسط معصومه در سه شنبه چهاردهم اسفند 1386 و ساعت 16:58 |
شکرگزاری را تمرین کنید و شعار خود قرار دهید.

ما همانی را دریافت می کنیم که راه ورود آن را به روی خود می گشاییم.  به آنچه که انجام می دهید

عشق بورزید و آنچه را که به آن عشق می ورزید انجام دهید .

عهد کنید که زندگی خود را به شیوه مثبت اداره کنید.

+ نوشته شده توسط معصومه در یکشنبه پنجم اسفند 1386 و ساعت 20:42 |
دیوید سایمون:

ذهن من توان هر تفکری را که تاکنون شکل گرفته َ یا در آینده شکا خواهد گرفت در خود دارد. آن هنگام که درک کنید هر انچه در دیگران می بینید در خود دارید کل دنیای شما دگرگون می شود. به محض آن که با خود به صلح برسیم با جهان به صلح خواهیم رسید.

+ نوشته شده توسط معصومه در جمعه سوم اسفند 1386 و ساعت 14:54 |

به دنبال چي مي گردي؟ کجا مي گردي؟ چگونه مي گردي؟چقدر وقت داري؟

يک سال_دوسال_بيست سال_ صدسال_ هزارسال و هزاران و هزاران سال...

هرسال چند روزاست هر روز چند ساعت و هر ساعت چند دقيقه َو هردقيقه چند ثانيه؟ لحظالت با شتاب درگذرند منتظر من و تو نبستند که چه ميکنيم و چه مي گوييم و چه مي خواهيم... هم اکنون  آن لحظه موعود است و آن نقطه عطف زندگي همين لحظه است بياييد با هم لحظات را بشکافيم و در دل هر آنچه هست مرور کنيم اين وبلاگ لحظات است و مرورگر هر لحظه من و تو هستيم از اين پس با هم لحظات را در مي يابيم و آپ توديت مي شويم.

لحظات بسياري خودم را گم کردم و با شمع در کوچه  و برزن به دنبال آن گشتيم و نيافتم در درونم فرياد زد در دل شب در تاريکي در جاده ناهموار به دنبال مورچه سياه مي گردي؟ که ناگاه صداي اذان بلند شد خدا بزرگتر از آن است که وصف شود برخيز و قلبت را با ياد من روشن کن . راستي چه چيز را گم کرده ام که اصلم را....خودم را....

+ نوشته شده توسط معصومه در پنجشنبه دوم اسفند 1386 و ساعت 12:55 |
باید خواست تا رسید خواستنی به وسعت عشق .

نقطه شروع خویشتن خویش است که امروز  ُ هم اکنون و همین لحظه زمان آن است که اکسیرهای زندگی دست من و توست اگر طلب باشد راه باز خواهد شد که می گویند:

شخصی طوطی خرید , اما روز بعد آن را به مغازه برگرداند . او به صاحب مغازه گفت: این پرنده صحبت نمی کند. صاحب مغازه پرسید آیا در قفسش آینه ای هست؟ آنها تصویرشان را در آینه که ببینند شروع به صحبت می کنند . آن شخص یک آینه خرید و رفت.

روز بعد دوباره برگشت , طوطی هنوز صحبت نکرده بود . صاحب مغازه پرسید نردبان چه؟ آیا در قفسش نردبانی هست؟ طوطی ها عاشق نردبان هستند. آن شخص یک نردبان خرید و رفت

اما روز بعد باز هم آمد . صاحب مغازه گفت: آیا طوطی شما در قفسش تاب دارد؟ نه؟! خوب مشکل همین است به محض اینکه شروع به تاب خوردن کند حرف زدنش همه را به تحسین وا میدارد!. آن شخص با بیمیلی یک تاب خرید و رفت.

وقتی که آ« فرد روز بعد وارد مغازه شد چهره اش کاملاً تغییر کرده بود . او گفت: .....طوطی مرد...

صاحب مغازه شوکه شد و پرسید : واقعاً متاسفم آیا او یک کلمه هم حرف نزد؟  . آن شخص پاسخ داد : چرا درست قبل از مردنش با صدایی ضعیف از من پرسید که آیا در آن مغازه غذایی برای طوطی ها نمی فروختند؟.....

 

+ نوشته شده توسط معصومه در چهارشنبه یکم اسفند 1386 و ساعت 20:53 |